تبلیغات
رها - روزای آلزایمری...!
پنجشنبه 21 آبان 1394  03:47 ب.ظ
توسط: رها

این روزا آلزایمر دارم!
هیچی یادم نمیاد
فقط یادمه از یه دست كه چاقو داشت  وحشت زده فرار میكردم و جیغ میزدم
باز یادم نیس
...
یادمه گریه میكردم و تند تند قدم برمیداشتم كه از یه بلندی پرت شدم پایین
باز یادم نیس
....
بارون وحشتناكی بود و صداى رعد و برق  تو شب ته دلم رو خالی میكرد
یه لحظه سقف خونه ریخت رو سرم
باز یادم نیس
....
ااز بریدگى عمیق پام بدجوری خون میومد و تو یه اتاق تاریك زندانی شده بودم
جورى كه هیچ راه فرارى نبود 
باز یادم نیس
...
هولم دادن وسط یه آتیش بزرگ و همه چى منفجر شد
باز یادم نیس
...
دستم گیر كرده بود لای در ولی ماشین ترمز نمیكرد
باز یادم نیس
....
تمام خواب ها و كابوسام یادمه
زندگی یادم نیست 


  • آخرین ویرایش:شنبه 23 آبان 1394
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر