تبلیغات
رها - ساعت مچی...
جمعه 1 آبان 1394  12:12 ق.ظ
توسط: رها

نگاه پسرک گنگ بود!
تمام مدت سعی داشتم نگاهم را از چشمانش بدزدم
اما او اصرار بیخودی داشت که به عمق چشمهای نه چندان زیبا و معمولیم زل بزند و مشت مشت حرف بپاشد توی صورتم
شاید اعتقاد داشت که چشم ها حرف میزنند اما من نظرم این است که زل زدن آدم ها توی چشم یکدیگر یعنی گرگ بودن و با این کار میخواهی حواسشان را پرت کنی و بدری...
با چشم ها تکه تکه شان کنی و ان ها هیچ وقت نفهمند که از کجا خورده اند؟!
از زبان؟!چشم؟یا با دندان دریده شده اند؟
عشق و خواندن از ته چشم ها و این حرف ها هم حالیم نمیشود!
...
حالا که باز به ان روز فکر میکنم،دستگیرم میشود که توی چشمانش دریدگی موج میزد
شاید اگر حواسم تمام مدت جمع ساعت مچی اش نبود حتما زخمی شده بودم!!
از چشم زخم خوردن بیشتر درد دارد تا از گرگ خوردن!!


  • آخرین ویرایش:جمعه 1 آبان 1394
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر