تبلیغات
رها - کشتی زندگی
سه شنبه 26 مرداد 1395  08:15 ب.ظ
توسط: رها

روزهاى مریض و تب دار!
...
این روزها همه یه جوری عجیبی مریض شدیم كه نشونه نداره ولی با خودمون كه تعارف نداریم...همه میدونیم كه مریضیم
....
میخندم اما یه چیزی گلوم میسوزه مثل روزهای سرماخوردگی،عصبانی میشم و ضربان قلبم بالا میره مثل روزهاى مسابقه دو مدرسه.تند راه میرم و چیزی توی سرم  مدام تكون میخوره مثل روز كنكور سال هشتاد و نه.رانندگی میكنم و زانوی سمت چپم تیر میكشه مثل  همون روز كه توی كوه زمین خوردم.كشتی المپیك رو میبینم و جیغم هوا میره مثل همون روز كه شكسته بند پام رو گچ گرفت.كشتی میبینم و مثل گچ تو آب وا میرم.كشتی میبینم و زانوم تیر میكشه!كشتی میبینم و كنكور سال هشتاد و نه برام تداعی میشه.كشتی میبینم و ...
...
درد داشت تموم این اتفاقا ولی شكست قهرمان...كشتی و مبارزه قهرمان هاش،جنگ قهرمان هاى زندگیمون با این دنیا عوضی رو واسمون تداعی میكنه
....
...
مریض شدیم چون به جسارت اینو نداشتیم كه به قهرمانای زندگیمون حالی كنیم جایگاهشون رو!ما نگفتیم و هیچكسم به جای ما بهشون نگفت
دردم گرفته از اینكه چرا هیچكس ارزش قهرمان هاى زندگی مون رو بهشون حالی نكرد،چرا هیچكس  با گفتن این چیزا شیر فهم شون نكرد!قهرمانا باید هر روز از مریداشون می شنیدن: "ما درد كشیده ها مار گزیده ایم از دنیا
دیگه دل دیدن شكست  شما رو نداریم.شما نباید هیچوقت بازنده بشید!اگر شكست بخورید،قلبمون تند میزنه، پای خوشی ها می شكنه و دلمون....!"


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 28 مرداد 1395
نظرات()   
   
...
جمعه 5 شهریور 1395 04:34 ق.ظ
اخ اخ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر