تبلیغات
رها - فانی کجایی؟!
یکشنبه 3 مرداد 1395  10:41 ق.ظ
توسط: رها

اسب!
این گوشه یه اسب افتاده!
از پشت كوه داره میاد بیرون!
یه گل هم میبینم،شبیه به رز...
وایسا یه لحظه!
آره،خودشه!قدشم تقریبا بلنده!
اینا رو سال پیش رویا گفت، همون روزى كه دور هم خونه یكی از رفقا جمع شده بودیم. 
من خوب میشناختمش
میدونستم كه مثل نود درصد اوقات، باز هم معركه گرفته و طرف رو گذاشته سر كار.
با یه لبخند كج بهش زل زده بودم
زوم كرده بود تو فنجون سفید و كوتاه قهوه، یه قیافه جدى هم  به خودش گرفته بود و تند تند فال تعبیر می كرد.
بغل دستیم لبخندم رو با سوالش پررنگ تر كرد وقتی با شنیدن فال اش،سریع گفت،"كو،ببینم؟"
رفیق ما یه پشت چشمى نازك كرد و ادامه داد،نه دیگخ،اینا رو فقط من میتونم تو فال قهوه ببینم
چشم بصیرت میخواد!
همه كه ندارن!
آخرشم یه قهقهه چاشنی حرفاش كرد
اونجا بود كه همه فهمیدن بنده خدایی كه تا الان با چشمای گرد شده و ذوق به حرفای رویا گوش می داده رسما سر كار بوده!
صداى خنده جمع ، كل ساختمون رو پر كرد.
....
واسه همین كاراش بود كه من صداش میكردم فانی!
فامیلش دو بخشی بود!
عرفانى!
بخش دوم میشد فانی!
واقعا اون اسم و فامیل برازنده اش بود
دختر ساده و پرحرف دانشكده ما،بودنش توى اون روزا واسه تك تك بچه ها یه نعمت بود!
حتی وقتایی كه تو دانشكده كام همه اكیپ مثه همون قهوه های خونه رفیق تلخ بود اون بود كه حالمون رو خوب میكرد
فانى، واسه تك تك روزامون حرف جدید داشت
اون هنر اینو داشت كه تموم فال هاى دنیا رو تعبیر كنه جورى كه دل هیچ كسى نگیره،تنگ نشه،نسوزه،نمیره!
این روزا كام تلخ، قهوه تلخ، زندگی...
اما تعبیر فال هاى قهوه ات پیدا نیست
فانی این روزا پای اسب خوشبتى، بدجورى لنگه.
كجایی؟


  • آخرین ویرایش:جمعه 8 مرداد 1395
نظرات()   
   
me
جمعه 8 مرداد 1395 12:46 ب.ظ
دقیقا کجایی :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر