تبلیغات
رها - نشونه گیری...
پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395  09:13 ب.ظ
توسط: رها

نیم ساعت پیش خیلی یهویی گریه ام گرفت
مامان گفت چته
گفتم هیچی و خودم رو پرت كردم رو تختم
اما نشونه گیری ابعاد تنم و تخت رو یادم رفته بود
اشتباه كردم و مچ پام محكم خورد به  لبه ى فلزی 
تختم
فحش دادم 
یه لحظه دلم خولست چوبی بود آخه اونجوری دردش كمتره
مچ پام خیلی درد داره
شاید شكسته
نمیدونم
فقط تا فرق سرم دردش تیر میكشه
یكم گریه كردم و بعد واسه اینكه كسی  باز نپرسه چته
خودم رو پرت كردم تو حموم و با همون پاى ضرب دیده ام دوش گرفتم
حالا اومدم بیرون و ولو شدم تو تخت
باز گریه ام گرفته.
نمیدونم چم شده...؟
ولی خوب شد كه پام خورد به تخت
اینجوری میتونم بگم پام درد میكنه  و كسی از گریه یهوییم تعجب نكنه
وسط گریه ها با یه خط افتضاح تو دفترچه ام نوشتم
"من این روزا تو نشونه گیری خوشی ها و حالای خوب دارم اشتباه میكنم
كاش دلم چوبی بود...دل فلزی خیلی درد داره!"


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 2 خرداد 1395
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر