تبلیغات
رها - آلزایمر...
دوشنبه 20 اردیبهشت 1395  07:51 ب.ظ
توسط: رها

میدونم كه اسمش رو زیاد شنیدی و خیلی وقت ها دلت لرزیده از شنیدنش.
حتى اینم میدونم كه از خودت پرسیدی یعنی منم به همین سن و سال كه برسم ،این مرض رو میگیرم؟
منم پیر كه شدم دیگه هیچی یادم نمیاد؟
بعد از ته دلت آه كشیدی و گفتی "بیچاره....
چقدر وحشتناكه آلزایمر گرفتن!
واسه خودش كه نه
ولی اطرافیانش!
زجر میكشن ها!"
آره زجر میكشن چون تموم سال هایی كه  بیمارشون سالم بود درست زندگی كرده كه حالا از اینكه فراموش كرده خاطراتشون رو، ناراحتن.
از اینكه بهترین های زندگیشون رو یادشون نمیاد ناراحتن!
از اینكه بقیه عمرشون رو باید مثل یه ربات بگذرونن، ناراحتن!
ولی این روزا
ما....
ما تو اوج جوونی،دلمون میخواد خیلی چیزا یادمون نیاد
چیكار كردیم با بهترین های زندگیمون كه دیگه بهترین نیستن
چی شد كه خیلی وقت ها باید به ماهی ها با حافظه سه ثانیه ای غبطه بخوریم...
چیكار كردیم با معنى كلمه ها كه دیگه هیچی سر جاش نیست...؟
این روزا چرا خیلیامون دلمون می خواد آلزایمر بگیریم...؟ كجاى راه رو اشتباه رفتیم...؟


  • آخرین ویرایش:شنبه 1 خرداد 1395
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر