تبلیغات
رها - خدا و زهر مار...
دوشنبه 16 آذر 1394  12:43 ق.ظ
توسط: رها

یه وقتای تو زندگی هست كه  وقتی به بالاى سرت نگاه میكنی و میگی خدا
جواب میده زهر مار
....
همون موقع هاست كه نشستی رو كاناپه و داری تخمه میشكونی،فیلمش خنده داره جوری كه بغلی داره ریسه میره ولی تو با دیدن اون صحنه ای كه تو واقعیت دیدیش نه تو فیلم،یهو چشات پر اشك میشه بی اختیار....
تخمه میپره تو گلوت و تا مرز خفه شدن پیش میری....!
همون موقع ها كه چندین بار یه حرف رو به مدلای مختلف تایپ میكنی ولی باز پاك میكنی،جونت از دستات داره در میره ولی روی سند كلیك نمیكنی...!
همون موقع ها كه یه حرف تا پشت دندونات بالا میان ولی همون جا گیر میكنن و با درد قورتشون میدی
سریع میگی فك كنم باز سرما خوردم گلوم درد میكنه.
پاییز لعنتی!
اما من میدونم گلو دردت از پاییز و هواش نیست  از هوای دل و بغض بی امونشه
همون وقتایی كه باز كل شماره های گوشی رو
از بالا میری تا پایین از پایین میری تا بالا
رو اسم چند تایی مكث میكنی
شایدم یكی ولی یه چیزی كه نمیدونم چیه میاد آویزون میشه به دیواره دلت
دستش لیز میخوره و بالا تا پایین روحت خراش برمیداره
گوشیت رو جوری پرت میكنی كه تو زاویه دیدت نباشه
...
باز دینگ دینگ
واتس آپ مزخرف
اینجا با شماره ها كاری نداری
لود میشه و تك تك عكسا رو میبینی حتی استاتوسا
ولی بازم همون چند نفر شایدم یه نفر و عكساش كافیه تا رنگت بپره و یه چیزی كه باز نمیدونم چیه دل و روده ات رو به هم بریزه و بگی آره
فك كنم غذای بد خوردم مسموم شدم....
همون وقتایی كه تارهای صوتیت از غصه و شاید فریاد بدجوری تحریك شدن و صدات جوری در نمیاد كه انگار با همه حرفای در گوشی داری
میگی فك كنم حساسیت دارم به اون دارو....
....
خلاصه اش می كنم
من شك ندارم اون لحظه هایی كه دروغای شاخ دار و بزرگت رو میگی و از هنر صبوری خودت سرت گیج میره دقیقا همون وقتایی هست كه در جواب صدا زدن خدا جواب گرفتی زهر مار!!!


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 16 آذر 1394
نظرات()   
   
مایکل اسکافیلد
پنجشنبه 19 آذر 1394 04:16 ب.ظ
باز میشه این در، صبح میشه این شب،صبر داشته باش....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر